مبانی نظری · فوریه 3, 2022 0

مبانی نظری و پیشینه تحقیق مهارت های اجتماعی فرزندان

مبانی نظری و پیشینه تحقیق مهارت های اجتماعی فرزندان به صورت کامل و جامع در حجم  57 صفحه در فرمت word

#این مبانی نظری و پیشینه تحقیق، کامل و جامع می باشد.
#رفرنس نویسی و دارای منبع.
#با فرمت ورد و قابل ویرایش.
#از این فایل می توان برای فصل دوم پایان نامه و تحقیق، پروپوزال، پژوهش های علمی و …. استفاده نمود.


مقدمه
توانايي ‌هاي رواني – اجتماعي در ارتقاي بهداشت سلامت و روان نقش مهمي بر عهده دارند . مستقيم ترين روش مداخله ، به منظور ارتقاي توانايي‌هاي رواني – اجتماعي ، مداخله‌هايي است كه منابع مقابله‌اي اشخاص و توانايي‌هاي شخصي و اجتماعي آنان را تقويت مي‌كند . در رابطه با نوجوانان و جوانان اين نوع مداخله را مي‌توان از طريق آموزش مهارت هاي اجتماعي در محيط آموزشي حمايت كننده يعني مدرسه ارائه نمود .
زمينه هاي رشد در نوجوانان و جوانان :
در اقوام بدوي و فرهنگهاي ابتدائي مرحله ايي تحت عنوان بلوغ جواني وجود نداشته و اين دو مرحله ناشي از تغييرات بدني تصور مي شده است.
جواني دوره شور و توان است دوره ايست كه استعداد جسماني و عقلاني مي تواند رشد و پرورش يابد. پيامبر اسلام (ص) آنقدر به اين دوره اهميت دادند كه اسامة جوان را به فرماندهي سپاه برگزيدند.
ادبا نيز به بيان دوره جواني و شمه اي از خصوصيات آن پرداخته و در بعضي موارد رهنمود هاي تربيتي ارائه داده اند.
در اوائل قرن حاضر استانلي هال 9 براساس مطالعات و مشاهدات خود با عدة زيادي از نوجوانان به اين نتيجه رسيد كه مرحله نوجواني دوره ايست كه در آن فرد، داراي جنبه هاي افراطي و اغراق آميز در سلوك و رفتار خود مي باشد و از مشخصات آن طوفان و فشار هيجاني است. نوجوان در اين دوره تمايلات و خواهشهاي متضادي دارد و خودخواهي كودكانه با نوع پرستي خير خواهانه را در مي آميزد.
غير از عوامل بيولوژيكي عوامل اجتماعي نيز در تغييرات بلوغ تأثير دارند. در تاريخچه دوران شناسي دو جريان فكري در زمينه تحول بلوغ وجود داشته است.
جريان اول:رشد را پديده اي مداوم و پيوسته مي داند. نماينده اين طرز فكر گزل است. براساس اين نظريه ، رشد امري پيوسته است كه از كودكي شروع مي شود و بدون انقطاع ادامه مي يابد رشد گاهي سريع و گاهي كنداست و نمي توان براي آن خصوصيات و ساختمان مشخصي را تعيين كرد و آنرا داراي مراحلي دانست . بر طبق اين نظريه دورة بلوغ دنباله رشد دوران كودكي است و پيوسته به آنست ولي آهنگي سريعتر دارد.
جريان دوم: رشد و تحول را يك پديده مداوم و پيوسته نمي داند بلكه آن را متشكل از مراحل و دوره هاي مختـلف مي دانـد نمـاينـده اين طرز فكر پيـاژه و والون هستند. از نظر اين گروه رشد از مراحل متعددي مي گذرد. هر مرحله ساخت ذهني خاصي مربوط به خود دارد و به علت همين ساخت مخصوص ، هر مرحله از ساير مراحل مجزي است.
زندگي آرام و بي دغدغه كودكي با فرا رسيدن دوران بلوغ به يكباره دگرگون مي شود ابتدا نوجوان تــصوير ذهني خـاصي از بدن خويش پيدا مي كند. اين تصوير ذهني با تصويري كه فرد از خود در آئينه مي بيند متفاوت است و شامل برداشت جسماني همراه با خصوصيات رواني مي شود.
كولب   تصوير ذهني را به درك بدني و فهم بدني تقسيم نموده است درك بدني عبارت از ادراكات مختلفي است كه فرد در بارة بدن خويش دارد و فهم بدني مربوط به دروني نمودن احساساتي است كه فرد در مورد شخصيت خويش از داخل و خارج كسب مي كند به عبارت ديگر درك بدني بيشتر برداشت فيزيكي از خود است در صورتيكه فهم بدني برداشت فيزيكي همراه با قضاوت ديگران در مورد بدن خود است و در آن ارزيابي فرد با ديگران نيز قرار دارد.
براساس نظريه اريكسون  1  اگر هويت شخصي نوجوان و جوان در طي زمان و براساس تجربيات حاصل از برخورد صحيح اجتماعي بتدريج ايجاد شود و فرد بتواند خود را بشناسد و از ديگران جدا سازد تعادل رواني وي تضمين مي شود ولي اگر سر خوردگي و عدم اعتماد جايگزين اعتماد گردد و بجاي تماس با مردم، نوجوان گوشه گير و منزوي شود و بجاي تحرك به ركود گرايد و بجاي خود آگاهي و تشكيل هويت مثبت دچار ابهام در نقش خود شود، هماهنگي و تعادل رواني وي بهم مي خورد و به بجران هويت دچار مي شود. در بحران هويت ، نوجوان و جوانان شديداً دچار اضطراب و ناراحتي ذهني است بصورتيكه نمي تواند جنبه هاي مختلف شخصيت خويش را در يك خويشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد.
بحران هويت جوان را به ابهام و سر درگمي مي كشاند و داراي عوارضي از اين قبيل است:
1- اختلال در احساس زمان و وقت:‌ در اين صورت نوجوان و جوان احساس مي كند كه گذشت زمان مهم نيست و براي هر كاري بيش از حد كافي وقت دارد. در برابر اين احساس، دسته اي احساس مي كنند كه همه امور بسرعت مي گذرند و وقت و زمان كافي براي كار خود ندارند.
2- احساس شديد نسبت به خويش : فكر نوجوان و جوان در اين حالت ، هميشه مشغول خصوصيات بدني يا شغل و نقشي است كه بر عهده دارد و نمي تواند افكارش را از دايره تنگ خويش آزاد سازد.
3- هويت منفي : در اين صورت نوجوان و جوان نقش و وظائفي را كه بوسيله خانواده يا اجتماع براي وي مناسب تشخيص داده مي شود با تمسخر يا با پرخاشگري و حالتي خصمانه رد مي كند و ممكن است رفتاري عجيب و غريب و نامأنوس با اجتماع داشته باشند براي كمك به اين قشر كه هويت خويش را باز نيافته و خود را نشناخته و در نقش خود ابهام دارد بايد روابط باز و صميمانه اي بوجود آورد و با تكيه بر نقاط مثبت وي او را به تجربه ارزش مشخصي رهنمون شد مشاوره فردي با نوجوان و جواني كه دچار بحران هويت است بايد متوجه تأمين شرايطي باشد كه تهديد را در فرد تقليل دهد و موانع ادراكات وي از خويش را برطرف نمايد (احمدي، 1379، ص 17-23 )
2-3تربيت اجتماعي جوانان و نوجوانان:
        تربيت بعد اجتماعي شخصيت در عين حال كه وابسته به تربيت ساير ابعاد شخصيت است لكن
خود نيز به تنهائي بايد مد نظر قرار گيرد. روابط اجتماعي و رفتار اجتماعي ما با ديگران موضوع تربيت اجتماعي است. اگر اين جنبه از شخصيت نوجوان تحت تربيت قرار نگيرد، ممكن است او را دچار افراط و تفريط كند . انسان گوشه گير و منزوي و يا انسان ناپخته در رفتار اجتماعي ، به اندازه انساني كه در وابستگي به ديگران افراط مي كند. از لحاظ رفتار اجتماعي دچار نارسايي است. از اين رو بايد كودك و نوجوان را براي حفظ تعادل در رفتار اجتماعي تحت تربيت قرار داد.
2-4شناخت و تربيت نيازهاي اجتماعي:
انسان از دوران كودكي نيازهايي را از خود نشان ميدهد كه اين نيازها پاية ارتباطات اجتماعي او قــرار مي گيرد. به عبارت ديگر از آن جا كه چنين نيازهايي وجود دارند. رفتارهاي اجتماعي انسان شكل مي گيرند. ما ضمن تبيين مهم ترين نيازهاي اجتماعي انسان سعي خواهيم كرد اين نكته را يادآور شويم كه نيازهاي مورد بررسي نقش بسيار مهم در موضع گيري عاطفي كودك نسبت به مربي دارند. يعني اگر در طول دورة تربيت، كودك يا نوجوان موضعي مثبت و سازنده در مقابل مربي اتخاذ كند و يا بالعكس موضعي تهاجمي و يا تدافعي انتخاب نمايد اين امر ناشي از شيوة برخورد ما با اين نيازهاست.
2-4-1- نياز به امنيت اجتماعي:  شايد اولين نياز اجتماعي انسان اين است كه در كنار ديگران باشد و به دور از تهديد زندگي كند انسان از اولين سال زندگي نشان مي دهد كه احتياج به حضور ديگران دارد. او مي خواهد ديگران در كنار او باشند بدون اينكه او را تهديد و يا ترك كنند . به اين ترتيب در نياز به امنيت اجتماعي سه عنصر: 1) حضور ديگران  2) تهديد نكردن يا امنيت 3) استمرار حضور ديگران ضرورت دارد. از اين رو نبود هر يك از اين سه عنصر، موجب مي شود كه اين نياز برآورده نشود. براي تأمين نياز به امنيت اجتماعي و تربيت آن، بايد نكاتي را مورد توجه قرار دهيم. لازم است بدانيم كه هر نياز رواني چگونه برطرف مي گردد و چگونه برطرف نمي شود و به عنوان يك نياز غالب باقي مي ماند. در اين زمينه بهتر است توجه كنيم كه اگر نيازي به شكل متعادل برطرف نشود به اصطلاح « تثبيت » ايجاد مي كند. يعني فرد در آن نياز در جاي زنــد اما اگر نيــازي بـه شكل متعـادل مرتفع شود، فرد از آن نياز عبور مي كند و به نيازهاي سطح بالاتر مي پردازد. يكي از عواملي كه موجب مي شود كه يك نياز برطرف نشود عجين كردن اضطراب با ارضاء است. نوجواني كه پيوسته تهديد به تنها گذاشته شدن، تنها ماندن و ترك شدن شده است پيوسته اضطرابي را حس كرده كه اجازه نداده از آن نياز بگذرد و به سطوح بالاتر برسد. در جايي ديگر اگر نيازي به شكل افراطي نيز پاسخ داده شود موجب تثبيت خواهد شد پيوسته در كنار شخص بودن و او را لحظه اي ترك نكردن و يا جلوگيري كردن از كوچكترين عامل تهديد كننده موجب تثبيت نوجوان در آن نياز خواهد شد.
ارضي نسبي موجب عبور فرد از يك نياز به نياز بالاتر مي گردد. اگر كودك احساس كند كه مي تواند بر روي حضـور ديگران حسـاب باز كند و يا آرامش بتواند به ديگران اتكا كند هراز گاهي نيز تنهايي و با تهديد هاي كوچكي را تجربه نمايد توانسته است به اين نياز خود پاسخي درست بدهد و از طريق اتكاي به اين نياز برطرف شده به سمت نيازهاي بالاتر برود نكته ديگري كه در اين زمينه لازم است مربي بداند اين است كه ما وقتي از نيازي عبور مي كنيم. معنايش از بين رفتن آن نياز نيست ، بلكه آن نياز وجود دارد ولي مهم ترين مشغوليت ذهني ما به شمار نمي آيد.
2-4-2نياز به تعلق داشتن: مقصود از اين نياز چيزي فراتر از حضور ديگران است . وقتي ما از حضور مستمرو آرامش بخش ديگران تا حدي مطمئن شويم ، به دنبال آنيم كه در قلب آن ها جا بگيريم. نياز به تعلق داشتن عبارت است از حضور ما در قلب ديگران. ما دوست داريم چشم انتظار كساني باشيم و كساني نيز چشم انتظار ما باشند.
اين نياز وقتي بر طرف شود حتي زماني كه ما از كساني كه به آن ها تعلق داريم فرسنگ ها دوريم، باز خود را در كنار آنان احساس مي كنيم. اين نياز از لحاظ سطح بالاتر از نياز به امنيت اجتماعي است. در نياز به امنيت اجتماعي ما حضور بعضي افراد را در كنار خود طالبيم ولي در نياز به تعلق داشتن تنها حضور افراد كفايت نمي كند بلكه احساس تعلق يه يكديگر نيز مطرح است. در تربيت اين نياز، ضمن احياي آن از طريق جايگاه دادن در قلب براي متربي، بايد او را نيز متوجه كنيم كه نه تنها وي احتياج به محبت از طرف ديگران دارد بـلكه ديگران نـيز احتياج به محبت او دارند. او بايد بياموزد كه روابطش با ديگران را براساس محبت پي ريزي كند ابتدا بايد همه مخلوقات خدا بخصوص انسانها وبالاخص انسانهاي پاك را دوست داشت وازاين طريق احساس تعلق به آنها پيدا كرد.درعين حال فرد مي تواند توقع دوست داشتن از ديگران را نيز داشته باشد وبهتر است بداند بهترين راه براي جلب دوستي انسانها،دوست داشتن آنها است،نه فقط توقع دوست داشته شدن.


دانلود این فایل